محیط را ترک می کردم .

آیت الله کوهستانی : (هر شب پس از نماز مغرب  و عشاء نزد مادرم می رسیدم  و از وی احوال پرسی  و دل جوئی می کردم و او را «ننه جان» خطاب می نمودم  و صدایم را در برابرش بلند نمی ساختم .) معظم له می فرمودند : گاهی از اوقات که مادرم عصبانی می شد و از روی عصبانیت حرف تندی می زد ، من به پاس احترام وی ، زود محیط منزل را ترک می کردم نکند که در مقابل ایشان موضع گیری کنم و احترامش را نگه ندارم .

معظم له ، شبی مشغول غذا دادن به مادرش بود که مقداری از غذا روی لباس مادرش ریخت ، لذا خیلی عصبانی و ناراحت شد و از روی ناراحتی سخنی گفت سبب آزردگی خاطر ایشان [ آقا] گردید ، معظم له بی درنگ برخاست و زود اتاق را ترک کرد و پس از لحظاتی ، بار دیگر خدمت مادر رسید و سلام کرد و با کمال خونسردی و آرامش گفت : «ننه جان می خواهی لباست راعوض کنم ؟» [1]

 محمود صادقی


[1] : بر قله پارسایی ، عبدالکریم ، کوهستانی ، ص140